دست نوشته های تنهایی هایم

او که شايد ديگر نباشد
نویسنده : مهسا میرهاشمی - ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢٢
 

نمیدانم تو که از اعماق وجودم دوستت میدارم.

تورا که دوستت میدارم نه آنگونه که دوست میدارم دیگران را.

به این خانه کوچک خاطرانم سر زدی؟

تورا که برایت سکوت کردم...

برایت التماس کردم ....

تورا که اولین بودی و آخرین خواهی بود.

تورا که از خدا با راز و نیاز میخواهمش....

نمیدانم

نمیدانم گناه نکرده ام را خواهی بخشید؟

خیانتی که به احساست کردم را فراموش خواهی کرد؟

فقط یکبار از من بخواه.........

فقط یکبار برگرد و .....