دست نوشته های تنهایی هایم

-----
نویسنده : مهسا میرهاشمی - ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٢٦
 

مطمئن باش اگه بر هر دری کوبیدی و کسی در رو برویت باز نکرد

اگه در اوج افتخار طرد شدی

اگه دیگه کسی بهت توجه  نکرد

شاید جایی در پستوی این زندگی یکی پشت در انتظار تو رو میکشه

دری که شاید موقعی غیر منتظره کوبیده بشه

یادمون باشه هق هق تنهاییمونو فقط یکی میشنوه . اونم خداست

رازو نیازمونو یکی میبینه اونم خداست

یادمون باشه اشکمون از سر تنهایی واسه خدا عزیزه

اگه بهت پشت کردند

اگه انقدر به این و اون رو انداختی که دیگه برات مهم نیست که با کی داری حرف میزنی.

اگه دل ساده و پاکت دیگه مقدس نبود

شاید خدا هنوز تو گوشه دلت منتظرته. منتظره که برگردی و بگی

؛ خدایا امیدم به توست . ناامیدم نکن؛