دست نوشته های تنهایی هایم

روز ديگر
نویسنده : مهسا میرهاشمی - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٦
 

امروز چه روز قشنگی بود.

کارو .....کارو......... کار............

خوبیش به اینه که ادم فراموش میکنه که غصه داره.راستی دیگه غصه دارم؟

آدمها میان و میرن و ردپاشون برامون خاطره میمونه . اینو یک روزی یک دوست به من گفت.

جالبه ردپاها به مرور زمان فراموش میشن . فقط آدم وقتی یادش میافته یک حس غریبی تو دلش پیدا میشه. یک حس مثل حس پشیمونی

اما فرصت زیاده

آدمهای زیادی هستند که قراره در آینده سر راه زندگیمون قرار بگیرند . و یکیشون قراره واسه همیشه بشه صاحب دلهامون

چقدر خوبه که از الان تمرین کنیم برای دوست داشتنش.

برای نگه داشتنش

برای خوش بخت کردنش

برای....