دست نوشته های تنهایی هایم

--
نویسنده : مهسا میرهاشمی - ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٠
 

  این بار باد میوزد

و دیگرنه عطری مانده که تو را به یاد من آرد

نه صدای  وسوسه ای

و نه هیچ

من از هیچ زاده شدم امروز....

به پهنای عشق باور دارم آنرا که سالها در کنار قاب عکسش میهمان بودم

و او میهمان  دیوار سکوت مهدیه

اینک صدای گامهایش بلندتر به گوش میرسد

بی تردید.....................بی مهابا

مرا به آغوش خویش فرا میخواند

و باز هم گرمای عشق این بار  تا ابد

مرا در هم می آمیزد.

و جنگل بکر آزوهایم شکوفه خواهد کرد

مهدیه به حتم روزی  در سکوت پرواز خواهد کرد.