هوای عشق تازه نیست تو رگهام....

/ 5 نظر / 10 بازدید
جاده ابريشم/

سلام مهديه همه کارم ز خود کامی به بد نامی کشيد آری نهان کی ماند آن رازی کز آن سازند محفلها ممنون که سر زدی و ممنون که اميد دادی

ghomeishy

لبخند بزن دخترک، دلم ديگر مثل تو بزرگ نيست پر شده از نفرت، حسادت من ديگر نمی‌توانم مثل تو وقت رد شدن از خیابان دستم را از دست مادر بيرون بکشم نمی‌توانم مثل تو الاکلنگ بازی کنم. آنقدر توخالی‌ام که طرف من هيچوقت پايين نمی‌آيد. ديگر توان چشم گذاشتن هم ندارم. آنها که بايد می‌رفتند، رفتند. نه برای پيدا شدن، که برای هميشه. پرهای پروازم را راهزنان چيدند و من مسافر غربت زمينم صدای فرياد سکوتم از درد سراسر افق را پوشاند اما سپيدی دستان او به خيسی چشمانم پيوند نخواهد خورد لبخند بزن

شيگاتسو

سلام مطالب زيبايی بود اگر مطلب جدید گذاشتی حتمآ خبرم کن

سیا پاشنه طلا

دستت طلا قشنگ و زیبا مثله خودت سری به ما بزن گلم یا فرقه شکافته علی

نميشه هميشه گذشت واسه خاطر يکی از همه بدی هاش گذشت گاهی بايد تلافی کرد تموم خوبی هايی که واسه تو کرد می تونم از تو انتقام بگيرم اما اگه تو اين فکرم باشم دارم واسه تو ندگی ميکنم ل ميگه اشتباست زندگی واسه تو