آرزو

.

آرزویم اینست : نرود اشک در چشمان تو هرگز مگر از شوق زیاد

 نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

 و به اندازه هر روز ... هر لحظه تو عاشق باشی

عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد

 و تو را دوست بدارد

به همان اندازه که دلت می خواهد ...

نمیدونم این نثر از کیه؟ اما خیلی قشنگه. اینو تقدیم میکنم به همه اون کسانی که دوستشون دارم.. 49.gif50.gif. همه اونایی که هم دردم شدن.  08.gif

eshgh.jpg

/ 9 نظر / 7 بازدید
آ رزو

سلام مهسا متن قشنگی بود به من هم سر بزن

يه دوست

سلام. خوبی مهديه خانم؟ من جديداهميشه به وبلاگت سر می زنم. قشنگه .مرسی :)

مهديه

يه دوست: سلام . ادرس وبلاگتو نذاشتی که منم بهت سر بزنم... ازتون ممنون

حسین

ا دستات یه پروانه میگیری ، میخوای ببینی زنده است یا نه انگشتاتو باز میکنی ، فرار میکنه ، محکم میگیریش میمیره. دوست داشتنم یه چیزیه مثل همین اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست

حسین

پیغام ماهی ها رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید ، عکس تنهایی خود را در آب آب در حوض نبود ماهیان می گفتند: « هیچ تقصیر درختان نیست؛ ظهر دم کرده تابستان بود، پسر روشن آب ، لب پاشویه نشست وعقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد...... به درک راه نبردیم به اکسیژن آب برق از پولک ما رفت که رفت...... ولی آن نور درشت ، عکس آن میخک قرمز در آب که اگر باد می آمد دل او، پشت چین های تغافل می زد چشم ما بود روزنی بود به اقرار بهشت تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ، همت کن و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است » باد می رفت به سر وقت چنار من به سر وقت خدا می رفتم

حسین

پیغام ماهی ها رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید ، عکس تنهایی خود را در آب آب در حوض نبود ماهیان می گفتند: « هیچ تقصیر درختان نیست؛ ظهر دم کرده تابستان بود، پسر روشن آب ، لب پاشویه نشست وعقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد...... به درک راه نبردیم به اکسیژن آب برق از پولک ما رفت که رفت...... ولی آن نور درشت ، عکس آن میخک قرمز در آب که اگر باد می آمد دل او، پشت چین های تغافل می زد چشم ما بود روزنی بود به اقرار بهشت تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ، همت کن و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است » باد می رفت به سر وقت چنار من به سر وقت خدا می رفتم

محمد

لحظه زیبای میلاد من دیدن چشمان رویایی تو. روزی به چشمان تو ایمان خواهم آورد روزی من به چشمان تو قسم خواهم خورد چشمهای تو اشک های من وتمام دردی که در وجود من است خواهد مرد و در آن روز تو را به تمامیت باور خواهم کرد تمام خوبی هایت تمام بدی هایت

عشق خدائی

ممنون که سرزدی به نام حق و عشق خدائی که در وجودمان هست و منتظر بهتر شدن با عملکرد ما در دنیای زمینی برای هم نوعانمان زیباتر میشود به نام عشق های جاودانه مثل عشق حسيني و عشق نون و قلم مثل عشق انسانیت روح خدائی و .... به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را به نام آنکه کلمه را آفرید و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم ای خداوند عشق های جاوید ما را به عشق جاودانه خود برسون آمین كه بهترين عشق همان عشق خْدائيست كه در تمام وجودهمه انسانها پاک است و او را بايددردل و روحمان تقويت كرد به من هم سربزن دوست خوبم

يه دوست

سلام عزيز.. وبلاگ ندارم همين که به وبلاگ دوستان سر ميزنم و استفاده می کنم لذت داره :)