ترديد

هنوز زندگی ام پشت دیوار تردید است

نمیدانم اینک چه را بشمارم؟

ماندنت را یا دوباره هجران را؟

اگر ماندی جسم بی تاب مرا از لابه لای چرخهای ثانیه ها بیرون بکش

ثانیه هایی که ندانستی و نخواهی دانست که هر تپش آن بر من یک سال گذشت

واگر رفتی تورا به آنان میسپارم که مقصودشان تو بودی 

آنان که واژه واژه عشق !!! را برایت تکرار کردند

آنان که بار دیگر عشق من را از من خواهند گرفت و باز صبوری

تردید ندارم.

اگر دوستم داری این بار بمان  ...........

/ 2 نظر / 9 بازدید
ساسان

زيباست. مثل وجودت. هميشه موفق باشی.

...

عمر من و تو چو عقربه در پيش است ساعت به زمانه با من و تو خويش است در پيش قدم بگذار و وا پس منگر اين خوش نگری مرام هر درويش است از قهر قضا و رشک ورزيدن دهر هرگز نهراسد آن که خير انديش است