---

.

من تمام احساسم را به تو ... در قلبم12.gif

تمام دردم را ... در سختی نفسهایم

میکشم . ولی همچنان می بارم

امروز که درد دیگر واژه غریبی نیست

مرا مرگ در آغوش میکشد

من از مرگ نمی ترسم ... 01.gif

مرا حس دوباره زندگی آرزوست

های مردم ..

امروز آرزویم دیدار دوباره یار سفر کرده ام است

نمیخواهم روزهای مانده به سفرم را بشمارم تا شاید

یکبار

یا هیچ وقت

دیگر نبینم..50.gif

و من همچنان سرشار از امید...........31.gif

84.gif

/ 3 نظر / 7 بازدید
محمد

امشب ای یار سفر کرده بیا نرم و آهسته و آرام شیشه پنجره‌ام را ضربه‌ای کوچک زن تا که ثابت شود این پنجره باز است هنوز و رز‌های وفاداری من تا ابدیت سرخند با امید بهترینها

حسين

دیگر به خلوت لحظه‌هایم عاشقانه قدم نمی‌گذاری، دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی‌بینمت سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام . من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبوررانه گذرنده ای؟ ! من نگاه ملتمسم را در این واژه ها پر کرده ام که شاید... دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است. و دستهایم بیش از هر زمان دیگر نام تو را قلم می زنند و در این سایه سار خیال با زیباترین رنگها چشمهایت را به تصویر می کشم نگاهت را جادویی می کنم که شاید با دیدن تصویر چشمهایت جادو شوی . تا به حال نوشته بودم ؟به گمانم نه ! پس اینبار برایت می نویسم که :دست نوشته هایت سر خوشی را به قلبم هدیه می کنند . می‌خواهمت هنوز ؟؟؟ گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در باورهایم ریشه می دواند اما باز هم در آخرین لحظه تکرار می کنم که حتی اگر چشمانت بیگانه بنگرند . می‌خوانمت هنوز ، حتی اگر دستانت مرا جستجو نکنند. هیچ بارانی قادر نخواهد بود تو را از کوچه اندیشه‌هایم بشوید . و اینها برای یک عمر سرخوش بودن و شیدایی کردند کافی است . به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که :د