دوری

.

دوري از يار تاوان سنگيني است

 براي جرمي به نام عشق

 دست روزگار عاشقمان كرد

و جاده را فاصله بين دو جسم ، نه روح

كه روحمان يكي است بر پستي اين عالم خاكي ،

 و لعنت  بر دل من كه طاقت دوريت را ندارد arezoo.jpg

/ 3 نظر / 8 بازدید
حسين

در انتظار صبحم , خورشید من! درآئی آیا شود که شعری از غربتم سرایی؟! از یاد چشم مستت , از قلب مخملینت آسان گذر نمودم , اما تو با وفائی هجران کرده پیرم , در بند غم اسیرم شوقت شده امیدم , زیرا تو با صفائی فریاد احتیاجم , بیمار لاعلاجم دستم به دامن تو , طبیب من کجائی؟ تنها شده نگاهم , خامش شده صدایم در آرزوی مرگم , گر پیش من نیائی راضی مشو که قلبم , پرخون شود عزیزم! هشیار میشوم من , گر یاد من بیائی یاد دل عزیزت , آتش زده به جانم من غرق در سکوتم , جانم!چه پر نوائی! از وسعت خیالت , از قلب بی ریایت از چشم پاک ومستت , من میکنم گدائی ای بلبل چمنزار! , ای هجرتودل آزار!

حسين

۲ از بهر این غریبه , زیباترین سرائی دیدی چونان سبکبال , چون از قفس پریدم با یاد نغمه ات بود , ای نغمه رهائی ! بار دگر خرامان , خواهم که سویت آیم من بنده ات شوم تا , بر من کنی خدائی خواهم همه وجودم , در پای تو بسوزد میگردم آن زمان من ,"عاشقترین فدائی" ای کاش! میشدم من , همسوز قلب پاکت گردیم هردو شیدا , با شور همنوائی فریاد میکنم من ؛ ای اهل دل! خدا را! دلگیرم از وجودم , این زاهد ریائی! خسته ازین تباهی , بیزار ازین دوراهی بر قلب من نظر کن , تو بهترین دوائی هرشب نشسته ام من , در ازلت نیایش خوانم تورا دمادم , تو لذت دعائی! بندم اگر گسستم , عهدم اگر شکستم بگذشتی از گناهم , چون عاشق رضائی! -"بیدار چون شدم من , آهی زدل کشیدم گفتم:خدا! کجائی؟! , فریاد ازین جدائی!

محمد مهدی رضايی

سلام .. چقدر دير آپ ميکنی ... کم پيدايی .. به من سر بزن ... موفق باشی ... http://360.yahoo.com/princem2r