---

کاش مي دانستم دنيا با همه وسعتش بي تو جايي براي ماندن ندارد.

اشک چشمانم هر شب سراغت را از کوير گونه هايم مي گيرد.

 اي که ديدگانم از دل تنهايي تو الفباي اشک ريختن را آموخته اند

و لحظه هاي گريانم با کوچ تو روان گشته اند ؟

چرا از کوچه دلتنگي هايم گذر نمي کني و براي چشمان مانده به راهم دستي تکان نمي دهي؟

 بي تو قناريها خوش آواز نيستند

و آسمان چشمانم هميشه باراني است

 بي تو من درختي خشکيده در پاييزم

/ 5 نظر / 7 بازدید
محمد

کاش بودی و می‌ديدی که چشمانم زير اينهمه نامهربانی چگونه می‌شکند. که صدای ترک خوردنم از پشت ديوارهای زندگی هم به‌گوش می‌رسد. کاش بودی و می‌ديدی قله‌های انتظارم را کسی فتح نخواهد کرد. و آرزوهايم آتش گرفت... سوخت... خاکستر شد. بيهوده نيست که اين‌روزها خاکستری‌ام! من بودم و آرزوهايم، يادت هست؟ طلايی آفتاب از پنجره با غارغار محو کلاغ‌ها هجوم می‌آورد اما من به رختخواب خاکستری‌ام می‌خزم، چشمان خاکستری‌ام را می‌بندم تا غم‌های خاکستری‌ام را از ياد ببرم. نيازی به شمردن نيست، روزهاست ضربان شقيقه‌ام روزهای نبودنت را در سرم فرياد می‌زند. مهربانی‌ات کجاست زيباروی جوان من؟ می‌رسد روزی که رحمتت باز مرا در برگيرد؟ نه!!!!بايد رفت....اين جاده بی‌سوار همان رنگين‌کمان آرزوست اگر پای در راه باشد. کفش‌هايم کو؟.......

شيگاتسو

سلام دوست عزيز شايد شما من رو فراموش کرده باشيد ولی من هنوز به يادتون هستم وبلاگتون عالی شده موفق باشيد

رتبه اول

قالبت عوض شده... وووااييييی من چقدر وقته اينجا نيومدم! تو هم سر نزدی!!

مهدی

سلام.وبلاگتون قشنگه.من خیلی اهلش نیستم.ولی خوشم اومد.مخصوصا بیان احساساتتون.یه سوالم دارم:یه دختر از پسر مورد علاقش چه انتظاراتی داره؟کسی که قراره مرد زندگیش باشه.مادی و معنوی.آخه مهدیه (نامزدم) بهم میگه ولی نمیگه چی می خواد.خواهش می کنم شما کمکم کنید.واقعا می خوام خوشحالش کنم.راستی اونم احساسش مثل شماست.

مهدی

لطفا‌به‌‌‌‌ اين‌ ادرس جواب ‌بديد.ممنونم