اهل تهرانم


پوستم گندمی روشن بود


زیر افتاب همین دیروز سوخت


چشمهایم مشکی است


لنز آبی دارم


موهایم پر بود


آش نذری داشتیم


کله ام روی اجاق بود که موهایم سوخت

 

پدرم دلاک است


سر طاسی دارد


لنگ میاندازد


و چه اندازه قشنگ میمالد


شامپو مصرف كرد
كله‌اش هي كف كرد
و سپس مويش ريخت
و چه اندازه سرش براق است!

پیشه ام دلاكي‌ست
هدف من پاكي‌ست
مي‌نشيند لب سكو آرام
يك نفر با احساس
و تصور كرده، خوش پر و پاست!

شیشکی بستم و از جای پرید


پر و کرکش با هم ریخت

کودکی را دید


میدود در پی صابون و لگن


وای کودک پسر است


هی بچه. ننه ات کو ؟ برو درب بغل


گرمابه زنانه است.

اي نهان در پسِ دَر


نوبت تو کی بود؟


های برو تا ته صف


خشك آوردم، خشك!


گل سرشویم کو؟


برق حمام جرا رفت؟


سنگ پاها گم شد.         



مشتري‌هاي عزيز
لگن خاصره‌تان سالم باد!
رخت ها را نكنيد
آب‌مان بند آمد

چه کسی بود صدا زد مهدیه 


لنگهامان پس کو؟

/ 9 نظر / 9 بازدید
nazanin

:)

ghomeishy

اين مال خودت بود؟ خيلی بانمک بود، مخصوصا اون تيکه که موهات رو احاق سوخت نکات جالب زياد داشت ولی متاسفانه نفهميدمش. اگه دوست داشتی منظورتو بگو

rahgozar

man akharesh motevajeh nashodam pedare bozorgvaretoon dalak bood ya shoma? sanian babaye sgoma koja kachale yekam vasate saresh khalie age amooye mano bebini chi migi??????????

Sir Senator S.o.S

salam jesaratan yekam dir be donya omadin vagarna jaye nima youshij ro migereftin age ye divane ghazaliyat ham begin dige kasi fale hafez nemigire hame az divane ghazaliyate shoma fal migiran

ghomeishy

بابا من منظورم اين نبود که نتونستی منظورتو بگی تو شعر! من يه کم خنگم دير به دير آپ می‌کنی ها! فکر نکن کسی حواسش نيست

شاهد

چه نظرای باحالی چه شعر باحال تری